انسان از چهار قدرت درست شده که تمام احساساتش از در آمیزش این چهار قدرت درست شده
عشق
نفرت
ترس
جرأت
اما من عشق رو از دست دادم
پس فقط این قدرت ها را دارا هستم
پرخاشگری (نفرت و ترس)
بی رحمی(نفرت و جرأت)
سردرگمی(ترس و جرأت)
پوچی(هیچ قدرتی)
نفرت
ترس
جرأت
شیطانی(نفرت و ترس وجرأت)
اما یه حسه عجیب هم دارم
افسوس
فکر می کنم افسوس ـ از دست دادن عشق ـ
***
اگه گفتی عرب مخفف چیه ؟ عدم رعایت بهداشت
**
همانا ما شما را به زور چک و لقد به بهشت می بریم
(سوره ناجا آیه 110)
**
میدونی چرا دخترا موبایلو رو سینشون آویزون میکنن و پسرا میزارن تو جیبشون ؟
.
.
.
.
.
.
چون هم رو تپه خوب آنتن میده هم بغل دکلعجب رسمیه
**
ما آدما همیشه صداهای بلندو می شنویم؛پررنگهارو می بینیم و کارهای سختو دوست داریم؛غافل از اینکه خوبها آسون میان؛بی رنگ می مونن و بی صدا می رن.
**
هر نفر چه ماشینی داره؟!
نانوا : آردی
قزوینی : پیکان
زندانی : فراری
پیرزن : چوروکی چیف
فاحشه : ماکسیما!
عرب : ک؟یریسیدا..(اسم ماشینه)
مجنون : لیلند
آبادانی : کمرو
قمارباز : رنو !!
**
سرخ پوستها موقع حمله به قزوین میگن:
آکومبا، بومبا، یاکومبا!
وقتی که از حمله بر میگردند میگن: نکن بابا، نکن بابا
**
میدنی تفاوت شهرداری با صدا و سیما چیه ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
اولی آشغال جمع میکنه دومی آشغال پخش میکنه
**
اگه گفتین تشابه گوز با شهرام جزایری چیه ؟
جفتشون وقتی در میرن هیچکس گردن نمیگیره
**
صفهانیه 25 تومانی تو دستش عرق می کنه، می گه هرچی گریه کنی خرجت نمی کنم
**
یه روز یکی میره بقالی، میگه: آقا صابون داری؟ میگه: آره . مرده میگه: پس لطفا دستات رو بشور، به من یه کیلو پنیر بده
**
یه روز تو رو تو کوچه دیدم و عاشقت شدم....
فرداش تو خیابون دیدمت و دیوونت شدم......
امروز تو اتوبان دیدمت خدا آخر و عاقبتم و به خیر کنه!
عجب 206ی هستی
استان دار رشت:
باعنایت خداوند و همت مسئولین درجهت خودکفایی اکنون 20درصد ازبچه هامون را خودمون تولید میکنیم.
**
عاقد خطاب به عروس:آیا وکیلم شما را با مهریه هزار لیتر بنزین و چهار عدد کارت سوخت به عقد دائم آقا محمود در بیاورم؟ ....... . . عروس رفته ماشینش رو گازسوز کنه
**
مهریه جدید: 1386 لیتر بنزین سوپر
**
زندگی دو چیز به من آموخت:
.
.
.
.
.
.
که هرچی فکر میکنم یادم نمیاد چی بود
**
فردا روز جهانی هوای پاکه...یه فردا رو نگوز
**
ترکه با دوتا از رفقاش تو کافه نشسته بودن، هر سه تا هم دستتاً دمق! خلاصه شروع میکنن به درد دل، اول یکی از رفیقاش میگه: دیروز تو کیف دخترم یک بسته سیگار پیدا کردم، آاای حالم گرفته شد. تاحالا فکرشم نمیکردم که دخترم سیگاری باشه. اون یکی رفیقش میگه: بابا این که چیزی نیست، من پریروز تو کیف دخترم یک بست حشیش پیدا کردم، ازون موقع تاحالا فقط میخوام بمیرم! عمری فکر نمیکردم دخترم عملی باشه. ترکه یک آه از ته دل میکشه، میگه: بابا اینا که چیزی نیست. من دیروز تو کیف دخترم یک بسته کاپوت پیدا کردم. تا
امروز فکرشم نمیکردم که دخترم ک..........یر داشته باشه
**
یکی رفت انگلیس. صبح پاشد با زنش رفت بیرون توی خیابون. یه مرده از کنارشون رد شد و گفت: «گود مورنینگ سر». اون جواب داد: «سر مورنینگ گود»! زنش پرسید اوا آقا جعفر چی شد؟ گفت هیچی! این یارو انگلیسیه گفت: «سلام علیکم» و منم بهش گفتم: «علیکم سلام
**w
زن ترکه میمیره. مراسم خطمش ترکه بد دمق نشسته بوده یک گوشه و
هی کلشو تکون میداده، با خودش میگفته: عجب! ...ای بابا... مگه میشه؟!
ملت میان دلداریش بدن، میگن: خوب بالاخره مرگ حقه و همه رفتنییم و
ازینجور کسشعرا! ترکه میگه: نه آخه شما نمیدونید. والله ما خوابیده بودیم،
لب من رو لبش بود، کیرم تو کسش بود، انگشتمم تو کونش بود... ایلده من
نمیفهمم این جونش از کجاش در رفت؟!
**
یک روز یک ترکه اصلا هیچی حالیش نبوده و چشمو و گوشش بسته بوده به اسم احمد . خلاصه احمد ازدواج میکنه و یک زن میگیره به نام مریم . یک سال از ازدواجشون میگذره که مریم میبینه این احمد اصلا باهاش حال نمیکنه . این موضوع رو به مادرش میگه و مادرش میگه تو لخت بشو و برو زیر پتو و بگو
احمد بیاد پتو رو از روت برداره وقتی ببینه لختی حتما میکنتت
مریم شب این کار رو میکنه و به احمد میگه تا بیاد و پتو رو از رویش برداره
خلاصه اینقدر مریم اصرار میکنه تا احمد میاد و پتو رو برمیداره و مریم رو
لخت میبینه و یه هو میگه: هو هو ... مریم دودول نداره.
**
.تهرانیه به ترکه میگه: بگو بلوط، ترکه میگه: بلوط. تهرانیه میگه: کیرم تو گلوت! ترکه حسابی بهش بر میخوره، با خودش میگه من باید حال اینو بگیرم. میره یه هفته فکر میکنه، هفته بعد میاد به تهرانیه میگه: بگو شلغم. تهرانیه میگه: شلغم. ترکه میگه: کیرت تو حلقم.
**
ترکه گیر میده کیرشو بذاره تو چشم زنش
زنه میگه بابا کور میشم...
ترکه میگه مگه دیشب گذاشتم تو دهنت لال شدی؟
**
زن رشتیه نصفه شب داشته میرفته بیرون، رشتیه از خواب پا میشه، میپرسه: خانم جان! کجا میری؟ زنه میگه: دارم میرم ...س بدم! رشتیه میگه: جای دیگه نری!!
**
ترکه میره کله پاچه فروشی، یارو بهش میگه: قربون چشم بگذارم؟ ترکه میگه: نه آقا! حداقل صبر کن من برم قایم شم!
**
ترکه دکتر میشه بعد به مریضش دو تا قرص میده میگه یکیشو یه ربع قبل از خواب بخور یکیشم یک ربع قبل از بیداری .
**
مهم نیست که قشنگ باشی قشنگ اینه که مهم باشی حتی برای یه نفر...........
**
یه زن رشتی به شوهرش میگه این همسایه قزوینی ما هر وقت تو نیستی میاد منو میکنه . میگه ولش کن اون کسخله هر
وقت هم تو نیستی میاد منو میکنه.!!!
**
همیشه تصور کن توی یه دنیای شیشه ای زندگی میکنی پس مراقب باش به طرف کسی سنگ نندازی چون اول دنیای خودتو می شکنی.
**
صد بار قسم خوردم که نام تو رو بر زبان نیاورم .
ولی افسوس قسم هم نام تو بود
**
تنها یک سقوط است که جاذبه زمین مسئول آن نیست فرو افتادن در عشق
**
انسان ها دو دسته اند: آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در روشنایی
**
فرق دزد با زن : دزد وقتی مالتو میخوره جیگرت میسوزه . اما زن وقتی مالتو میخوره
جیگرت حال میاد!
**
بر سنگ سپیدی نشسته بودم و شوق حضورت را مشتاقانه می طلبیدم باد فرا رسیدنت را به مشام جان نواخت و من از خود بی خود شدم دقایقی بعد زانوهایم لرزید و من سرخ شدم زرد شدم و تو آمدی من سیفون را کشیدم آب تو را برد!!!
**
بچه به مامانش میگه تو مهد کودک بچه ها حرف زشت می زنن مادرش میگخ: تو یک وقت یاد نگیری!! بچه میگه: من به ...س ننم خندیدم از ..س شعرای
این بچه ...ونیا بگم!!
**
یک بابایی یک طوطی میخره، هنوز یک هفته نشده طوطیش مریض میشه میافته گوشه قفس. خلاصه یارو طوطی رو ورمیداره میبره پیش دامپزشک، اونجا هم جناب دامپزشک (به عادت مالوف علم دامپزشکی) یک درجه میکنه به ماتحت طوطی که درجه بدنش رو بفهمه. همچین که درجه رو فرو میکنه ،یهو طوطیه کلی حال میکنه و خلاصه ازون روز به بعد کار و زندگیش شده بوده این که خودش رو بزنه به مریضی تا ببرنش پیش دامپزشک و اونجا درجه به ...ونش کنند و این حال کنه!! خلاصه یک مدت میگذره، یک شب جناب صابطوطی تو خونش مهمونی داشته، یک جناب سرهنگی هم جزو مهمونا بوده. وسطهای مهمونی، طوطیه میاد از سرهنگه میپرسه: اینا چیه رو شونت چسبوندی؟ سرهنگه میگه: اینا درجس. طوطیه میگه: اِاِ..؟ بکنشون تو ...ونت، اونقده حال میده!!!
**
ملکه انگلیس داشته از یه بیمارستان بازدید میکرده، وارد یک اتاق میشن، میبینن مریضه داره رو تخت ...لق میزنه! ملکه جا میخوره از رئیس بیمارستان میپرسه : اوه! آقا خواهش میکنم بفرمایید این چه وضعیتی است؟ رئیس بیمارستان جواب میده: چیزه! بله! ببخشید! یادم اومد. این مریض میزان ترشح اسپرمش خیلی زیاده، اگر روزی یه بار تخلیه نکنه حالش وخیم میشه! ملکه میگه : عجب! حالا فهمیدم! خلاصه ازونجا رد میشن، تو بخش بعدی وارد یک اتاق میشن، میبینن یک پرستاره داره برای یه مریض ...اک میزنه! ایندفعه قبل ازین که ملکه سئوال کنه، دکتره میگه : این مریض هم همون مشکل رو داره، ولی این بخش خدمات بهتری ارائه میده!!